تبلیغات
كوچه سرگردانی - نقد مزرعه پدری
چهارشنبه 8 مهر 1388

نقد مزرعه پدری

   نوشته شده توسط: علیرضا    نوع مطلب :

نویسنده و كارگردان: رسول ملاقلی‌پور
تهیه كننده: حبیب‌الله كاسه‌ساز
سرمایه گذاران: محصول مشترك بنیاد سینمایی فارابی، مؤسسه فرهنگی هنری عروج فیلم، مركز سیما فیلم، سازمان توسعه سینمایی سوره و بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های اسلامی دفاع مقدس.
خلاصه فیلم:
محمود شوكتیان ( مهدی احمدی ) جانباز نویسنده‌ی كتاب ( مزرعه‌ی پدری ) به دعوت دفتر ادبیات ارشاد دزفول، برای شركت در جلسه‌ای به این شهر دعوت می‌شود. همسر و دو فرزندش نیز او را در این سفر همراهی می‌كنند. پس از جلسه، او به همراه خانواده، عازم مزرعه‌ای می‌شود كه داستان كتاب در آن اتفاق افتاده است. محمود با رسیدن به دزفول و مزرعه، یكایك خاطرات گذشته را به یاد می‌آورد. در این خاطرات درمی‌یابیم كه محمود به همراه گردانی مأموریت می‌یابند كه توپ‌های عراقی كه شهر دزفول را بی‌وقفه مورد اصابت قرار می‌دهند، از كار بیاندازند.
با فلاش بك‌های مُطول و متعددی، مخاطب در جریان حركت این گردان از ابتدا تا انتها مأموریت قرار می‌گیرد. در این مأموریت به نقاط ضعف و قوت رزمندگان از جنبه‌ی ایمانی، وابستگی خانوادگی و دنیاگرایی برخی نیز اشاره می‌شود. در این عملیات رزمندگان موفق می‌شوند توپخانه‌ی عراق را نابود كنند.
نقد فیلم:
« مزرعه‌ی پدری » پس از فیلم « دوئل » یكی از پرخرج‌ترین فیلم‌های دفاع مقدس به شمار می‌رود. گویا در جریان تولید نیز با مشكلاتی روبه‌رو بوده است. خط سیر داستان « مزرعه‌ی پدری » شباهت زیادی به « سفر به چزابه » دارد.
در « مزرعه‌ی پدری » هم یك نویسنده‌ی رمان‌های جنگی برای بازدیدی پژوهشی به مناطق جنگ‌زده می‌رود و در آن‌‌جا با یادآوری خاطراتش از دوران جنگ، مزر میان واقعیت و خیال را در هم می‌شكند و خودش را در میان معركه‌ی نبردی می‌بیند كه سال‌ها پیش در آن حضور داشته است.
« مزرعه‌ی پدری » نسبت به فیلم‌های اخیر ملاقلی‌پور هم در كارگردانی و جلوه‌های ویژه و هم در محتوا، یك سر و گردن بالاتر است. پایان تلخ، یكی از ویژگی‌های فیلم‌های اخیر او بود كه این بار به شیرینی گراییده است. امید به آینده‌ی بهتر، ماندن، مقاومت كردن، ایستادن در مقابل فشارها و حركت به سوی هدفی مقدس و مرگ آگاهی به جای تمنای مرگ كردن ( چون دیگران از فهم او قاصرند ) از دیگر ویژگی‌های این فیلم به شمار می‌‌‌آید.
نكته‌ی مثبت دیگر این است كه كارگردان در این فیلم نقش زن در عرصه‌ی هشت سال دفاع مقدس را وسیع‌تر و ملموس‌تر از گذشته بیان می‌كند. اگر تا پیش از این، زن به عنوان همسر مشایعت كننده‌ی شوهر تا مرز جبهه‌ها بود، این بار حضور و تأثیر زن را حتی در حین عملیات در میدان جنگ نیز، شاهدیم. آن‌جا كه محمود فشارهای طاقت‌فرسای دشمن را غیر قابل تحمل دیده و سست می‌شود، این یادآوری و گفته‌های سودابه است كه او را از جا می‌كند تا بر دشمن بار دیگر هجوم ببرد.
از سوی دیگر رزمندگان نیز واقعی‌تر به تصویر كشیده شده‌اند. در گردان، جدا از رزمندگانِ عاشق شهادت، افراد سست‌ایمان دیگری وجود دارند كه تمایلی به شهادت نداشته و یا علاقمندی ایشان به خانه و كاشانه یا زن و فرزند، سبب دوری ایشان از انجام تكلیف شده است. یكی دیگر از جذابیت‌های فیلم، جلوه‌های ویژه آن است كه همراه با صدای دالبی، واقعی‌تر جلوه می‌كند. جلوه‌های ویژه و صدا به همراه مهارت‌های كارگردان، جذابیت‌های بصری فیلم را دوچندان كرده است.
مخاطب شدت صحنه‌ی نبرد را بسیار نزدیك به واقع احساس می‌كند. اكثراً فلاش‌بك‌ها كاركرد اصلی خود را به خوبی ایفا می‌كنند؛ اما به نظر می‌رسد برخی فلاش‌بك‌ها نابه‌جا و بدون مقدمه‌سازی انجام می‌گیرد. تنها نكته‌ی آزاردهنده‌ی فیلم، صحنه‌‌ی گفتگوی خصوصی محمود و سودابه در ابتدای ورودشان به مزرعه است. آن‌جا كه آن دو به دور از فرزندشان، چشم در چشم هم دوخته و محمود روسری یا شال سفید سودابه را برمی‌دارد و این در حالی است صدای نفس كشیدن بلند ایشان به گوش مخاطب می‌رسد.
در برخی صحنه‌ها میان محمود و بازیگر نقش دختر، تماس بدنی دیده می‌شود. همچنین تك‌خوانی خواننده‌ی زن به بهانه‌ی خواندن لالایی، قابل تأمل است. موسیقی فیلم نیز چندان جذاب و روح‌نواز نیست. به احتمال بسیار قوی اگر فیلم « دوئل » در جشنواره نبود، جوایزی به فیلم « مزرعه‌ی پدری » تعلق می گرفت.
به احتمال زیاد این فیلم در اكران با استقبال نسبی مخاطبین روبه‌رو خواهد شد. شایان ذكر است كه رسول ملاقلی‌پور، متولد 1334 در تهران است. او فعالیت هنری را با عكاسی آغاز كرد و سپس به سینما روی آورد. ابتدا چند فیلم مستند كوتاه درباره‌ی جنگ ساخت و با ساختن « نینوا » فعالیت حرفه‌ایش را آغاز كرد. فیلم‌های بلند او عبارتنداز: « نینوا » 1362، « بلمی به سوی ساحل » 1364، « پرواز در شب » 1365، « افق » 1367، « مجنون » 1369، « خسوف » 1371، « پناهنده » 1372، « نجات‌یافتگان‌، سفر به چزابه » 1374، « كمكم كن » 1378، « هیوا » 1379، « نسل سوخته ‌» 1380، « قارچ سمّی » 1381.

نویسنده متن : علی‌رضا سربخش


foot pain cures
یکشنبه 11 تیر 1396 ساعت 18 و 55 دقیقه و 34 ثانیه
Hi there very cool website!! Man .. Excellent ..
Amazing .. I will bookmark your web site and take the feeds also?
I'm satisfied to seek out numerous helpful information here in the submit,
we want work out extra techniques in this regard, thank you for sharing.
. . . . .
http://splendidtariff600.jimdo.com/
سه شنبه 2 خرداد 1396 ساعت 23 و 43 دقیقه و 17 ثانیه
What's up every one, here every person is sharing these knowledge, thus it's fastidious to read this weblog, and I used to go to see
this web site everyday.
manicure
سه شنبه 22 فروردین 1396 ساعت 18 و 59 دقیقه و 40 ثانیه
I have been exploring for a little bit for any high
quality articles or blog posts in this sort of space .
Exploring in Yahoo I finally stumbled upon this web site.
Studying this info So i'm happy to show that I've a very excellent
uncanny feeling I found out exactly what I needed.
I most for sure will make sure to do not disregard this website and
provides it a look on a constant basis.
manicure
جمعه 11 فروردین 1396 ساعت 01 و 15 دقیقه و 34 ثانیه
I know this if off topic but I'm looking into starting my own weblog and was wondering what all is needed to
get set up? I'm assuming having a blog like yours would cost a pretty penny?

I'm not very internet savvy so I'm not 100% certain. Any suggestions or advice
would be greatly appreciated. Cheers
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر